(Shaykh Zulfiqar Ahmad (After hearing; problems


'After hearing this I don’t mind problems'

From the part of a lecture delivered by Shaykh Zulfiqar Ahmad:

 

Sahaba (رضی الله عنهم و الاجمعین) used to quote a saying very often among themselves. They would say,

صحابه غالباً 'سخنی' را نقل می کردند. آنها می گفتند:

“If problems afflict you, welcome them in the best of manners, just like you would welcome a guest…If Allah (سبحان الله) Sends some difficult times upon you, you should welcome them happily; and if Allah (سبحان الله) Bestows Blessings & Bounties upon you, welcome them with humility”

"اگر به مشکلات مبتلا شدید، به شیوه نیکو از آن استقبال کنید، چنانکه از مهمانی استقبال می کنید...اگر الله (سبحان الله) سختی و گرفتاری برای شما بفرستد، از آن با خوشنودی استقبال کنید؛ و اگر الله (سبحان الله) به شما نعمت اعطا کند، از آن با فروتنی و خشوع استقبال کنید"

Why? Because sometimes these difficulties are beneficial for us.

چرا؟ زیرا گاهی اوقات این سختیها برای ما مایۀ سودند.

How? A person becomes negligent of His Lord; forgets Him; becomes distant from His Lord; Allah (سبحان الله) does not Want His servants to turn away from Him and so He sends worries and hardships upon that person. When worries and harships come, a person remembers Allah (سبحان الله)! They go to the House of their Lord (مسجد). If there are some fluctuations in one’s business, that person who didn’t even pray the 5 daily prayers would be seen praying Tahajjud!

چطور؟ شخصی از یاد خداوندِ خود غافل می شود؛ او را فراموش می کند؛ از خداوندِ خود دور می شود؛ الله (سبحان الله) نمی خواهد این بندۀ او از او روی بگرداند پس بر آن شخص مصیبت و نگرانی می فرستد. وقتی مصیبت ها و نگرانی ها آمدند، آن شخص خداوند (سبحان الله) را به خاطر می آورد! پس به خانۀ خداوندِ خود، مسجد، می رود.

So, when a person encounters difficulties, they naturally turn to Allah (سبحان الله). Glorified is that Being Who draws His negligent bondsmen towards Him by binding them in ropes of hardships!

پس، هنگامیکه که شخص به مشکلات مبتلا می شود، فطرتاً به الله (سبحان الله) روی می کند. چه شایسته است وجودی که بندگانِ غافل خود را با طنابِ مصایب به سمتِ خود می کشد!.

‘That is why a Punjabi poet once said something beautiful in a couplet,

از اینجاست که زمانی شاعر پنجابی سرود:

'I would sacrifice this happiness for sorrow; as sorrows united me with my Friend'

'من این خوشی را با اندوه معاوضه می کنم؛ از آنجاکه اندوه من را به دوستم پیوند می زند'

It could also be that we ourselves asked for these hardships. How?

همچنین؛ زمانی است که در آن خود به میلِ خود سختی ها را تقاضا می کنیم. چطور؟ 

- One makes the dua, ” O Allah (سبحان الله), on the Day of Judgment, let me drink from the fountain of کوثر from the blessed hands of our beloved Prophet (ص) ” and Allah (سبحان الله) Accepted the dua. Now, one’s actions don’t warrant such a great request. but the supplication was accepted so how will one get to drink it? For such a person, Allah (سبحان الله) Sends some small problems, difficulties and tough circumstances, if he is patient and perseveres through these difficult times – Allah (سبحان الله) Makes that as an excuse to Give him that blessing!

- کسی دعا می کرد: " یا الله (سبحان الله)، در روز قیامت، به من اجازه بده که از دستانِ پیامبر عزیزمان (ص) از حوض کوثر بنوشم" و الله (سبحان الله) دعایش را پذیرفت. حالا، اعمالِ (نیکوی) آن شخص برای (برآورده شدنِ) چنین درخواستِ بزرگی کافی نیست. ولی درخواستِ او پذیرفته شده، پس او چطور می تواند از کوثر بنوشد (درحالیکه اعمالش متناسب با درخواستش نیست)؟ برای چنین شخصی، خداوند (سبحان الله) مشکلات، سختیها و شرایط ناگوار را می فرستد، پس اگر آن شخص صبر پیشه کند و خود را در این اوقات مشکل حفظ کند - خداوند (سبحان الله) این صبر او را بهانه ای می کند تا این نعمتِ خود را (در روز قیامت) به او عطا کند!

 

We may have seen that when a child gets dirty, his mother washes and bathes him.

وقتی کودکی آلوده می شود، مادرش او را حمام می کند و می شوید.

One can hear the child crying, and if you ask: Why is this child crying? Where is his mother? It will be replied that his mother is with him.

در این حین، ممکن است کسی بشنود که کودک گریه می کند، و اگر بپرسد: چرا این کودک گریه می کند؟ مادرش کجاست؟ پاسخ می شنود که، مادرش نزدِ کودک است.

You’d say, then why isn’t she letting him cry? It will be said that, its actually the mother who is making him cry!

آن شخص می گوید، اگر اینطور است چرا او اجازه می دهد که کودک گریه کند؟ پس جواب می شنود، در حقیقت این مادر است که باعث گریۀ کودک شده است!

You’d say, ‘A mother doesn’t make her child cry!’ It will be said that the Child had become dirty, and due to her love for him she couldn’t bear her child being dirty that is why she is washing him and cleaning him so she can embrace him.

شخص می گوید، 'مادر باعث گریۀ کودک خود نمی شود!' پس گفته می شود: کودک آلوده بود، و مادر از روی محبّت به کودک نمی توانست آلودگی او را تحمّل کند، به این دلیل مشغول تمیز کردن و شستشوی کودک است تا بتواند او را در آغوش بگیرد. 

Just like that, Allah (سبحان الله) also cannot Bear to see his servants dirty and immersed in sins. And when they commit such deeds, they are told:

همینطور، خداوند (سبحان الله) تحمّل نمی کند که بندگانش را آلوده و غرق در گناهان ببیند. و اگر آنها چنین اعمالی مرتکب شوند، به آنها گفته می شود:   

وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ

[As-Shura 42:30]

'And whatever strikes you of disaster – it is for what your hands have earned.'

'و هرآنچه از مصایب بر شما فرود می آید - عوضِ آن چیزی است که دستانِ شما کسب کرده اند.'

So, He Sends us some difficulties and problems to Purify and Cleanse us; so that we become deserving of His Mercy.

بنابراین، خداوند (سبحان الله) سختی ها و مشکلات را بر ما می فرستد تا ما را خالص و پاکیزه کند؛ تا ما شایسته رحمتِ او شویم.

  

From the part of a lecture delivered by Shaykh Zulfiqar Ahmad

/ 0 نظر / 2 بازدید