انسان ها و سیستم ها

[شکی نیست که] اگر جسمی با ظرفیت "الف" را در بسته ای با ظرفیت "ب" محبوس کنیم، ظرفیت "ب" باید، حداقل، برابر با ظرفیت "الف" باشد. غیراینصورت جادادن "الف" در "ب" ممکن نیست.

هرگونه سیستم (اجتماعی) ساخت (و مخلوقِ) انسان است و، بنابه تعریفِ خالق و مخلوق، مرتبه اش از سازنده پایینتر است (به عبارت دیگر همواره مرتبۀ سیستم ساخت انسان از مرتبۀ ظرفِ انسانی پایینتر است). عدم رضایت انسانها از جامعه شان در دورانها و مکانهای مختلف اثبات عملی و عینی بر این گزاره است (جا دادن "الف" با ظرفیت بالاتر در "ب" با ظرفیت پایینتر ممکن نیست.).

احداثِ جامعه ای (جامعه ساخته شده از ترکیبی از سیستم ها) به صورتی که قادر به جا دادنِ ظرفِ انسانی باشد، بنابراین، ممکن نیست. هر سیستم بر مبنای، در بهترین تصوری که می توان از آن داشت، "چندین" قاعدۀ درست است و نه "تمامِ" قواعد درست لازم.

انسان تا زمانیکه انسان هست قادر به جادادن خود در ظرفِ جامعه (یا در ظرفِ مخلوقِ خود) نیست و از این، خودآگاه یا ناخودآگاه در تَعَب و رنج است. رنج انسان از شرایط هر سیستمِ مخلوق بنابراین خود دلیل بر انسان بودن او و غیر ممکن از گریز است (زمانی بنا به رسم پای دخترهای کم سال را در پاپوش کوچک می پوشاندند؛ این دخترها در جوانی صاحب پاهای کوچک و زیبا، ولی شکننده و ناسالم می شدند. این نمونه از محبوس کردنِ فیزیکی گرچه ممکن بود، ولی در عمل برای دختر جوان ناسالم و زیانبخش بود). 

/ 1 نظر / 4 بازدید
*ღ*مرد احساسی*ღ*

تو با آواز خود شب را شکستي ولي من بي دريچه مانده ام باز!!!! هواي پر زدن هايم کجا رفت؟ ز ياران باز هم جا مانده ام باز.... ............ سلام...میشه ب عاشقانه های منم سری بزنید