خدمت

کسی ناراضی بود از اینکه نتیجۀ زحمتهاش به چشم نمی آد؛ اینکه کاری انجام شده و زحمتی کشیده شده ولی جایی ذخیره نشده ! گویی انباری برای زحمات آدم نیست که هر چند وقت، بشه ازش برداشت کرد و احساس رضایت کرد. زمانی پیش اومد که اون شخص دچار کسالت شد و از توجّه و تعداد عیادت کنندگان متعجّب شد، پس یادش اومد که، زحمات انبارِ در جایی دیدنی نیست بلکه ذخیره شده در فکر و قلب کسانی است که در معرض این زحمات بودند؛ زحمات ذخیره شده در فکر و قلب آدمی است.

/ 0 نظر / 9 بازدید