جامعه و حرکت

جامعه از مخلوقات (ساخته هایِ) انسان است. جامعه بنابراین از انسان پایین تر است و مرتبۀ آن از وجود (وجودِ انسان) کمتر است (بخشی از مظاهر وجود اوست و نه تمامی)، از آنجا که مرتبۀ مخلوق تحتِ مرتبۀ خالق است و نه برعکس.

حرکتِ (کُلی) انسان یا در وجودِ خود اوست - حرکت واقعی - و یا در جامعه (و یا چیزی که بین ایندوست). از آنجا که جامعه ساختۀ انسان است و انسان خود مخلوق است، جامعه یا بر اساسِ قوانین و قواعد ناقص است (ناقص در محتوا، مانند قوانین اعتباری) و یا بر اساس قوانینِ کامل است ولی تنها جامعِ بخشی از آنهاست (و نه تمامی قوانینِ کاملِ لازم)؛ حرکت انسان در جامعه بنابراین، یا حرکتی قراردادی (و اعتباری) است و نه واقعی، یا حرکتی واقعی ولی همواره ناقص است.

به عبارتی، تعریف کردن هر حرکت و پیشرفت برای خالق درون و بر اساس قواعدِ مخلوقِ خود، کاستن وجودیِ خالق آن مخلوق است (مانند تعریف کردن پیشرفت شغلی، پیشرفت مالی و غیره به عنوان پیشرفت واقعی درحالیکه اینها پیشرفتنِ در مخلوق است، پس پیشرفتِ (همواره) ناقص است و یا پیشرفتِ قراردادی و وهمی (غیرواقعی) است).

جامعه بنابراین، مسؤول سود رساندن به اشخاص است و اعتبارش تا زمان و به دلیلِ پابرجایی این سودرسانی است. وظیفۀ اشخاص مراقبت از جامعه است تا زمانیکه جامعه برای اشخاص (در جهتِ حرکتِ وجودی) سودمند است و دفع آن است در غیر اینصورت.

/ 0 نظر / 13 بازدید