یاری کردنِ آنکه بیشتر در احتیاج است - یا - یاری کردن آنکه بیشتر مورد علاقه است

عدالت ایجاب می کند: بین دونفر که نیاز به یاری دارند، اولویت با آنکسی است که بیشتر در احتیاج است. همچنین، شکّی نیست که این یاری رساندن (و خدمت) نتیجه و محصولِ علاقه است.

فرض کنید در اجتماعی، اجتماعِ اول، نیاز به آبِ گرم است و در اجتماعی دیگر، اجتماعِ دوم، نیاز به خودِ آب. یک عضو اجتماعِ اول طبیعتاً و خودکار، بنابر قوایِ محبّت (محبّت به همنوع)، رفع مشکل گرمایش آب را دغدغۀ خود می داند. در این شرایط وضعیت این شخص از دو حال خارج نیست: یا او از نیاز اجتماعِ دوم بی خبر است یا از آن باخبر است. در حالتِ اول حَرَجی، نسبت به اجتماعِ دوم، بر او نیست (به عنوان موجودِ مختار، برای آنجه بازخواست می شویم که می دانیم نه آنچه که نمی دانیم)؛ در حالت دوم (آنگاه که شخص از نیاز مُبرم ترِ اجتماعِ دیگر مطلع است) تصمبم شخص در اولویت دادن بینِ کمک به رفعِ نیاز اجتماع خود یا اجتماع دیگر که نیازمندتر است، دو عمل ماهیتاً متفاوت است.

اولویت دادن در یاری رساندن به اجتماعِ "خود" بر اجتماعِ "دیگر" که نیازمندتر است، اقرار به ترجیح آنان است که به آنها (بیشتر) علاقمندیم به آنانی است که محتاجترند (و به آنها کمتر علاقمندیم)؛ یک فکر کردنِ اساسی به این شکلِ از اولویت بندی نه تنها به یک جمع بندی از خطوط اعتقادیمان منتهی می شود مبنی بر اینکه عقایدمان در کمک به همنوع، آمیخته (و آلوده) به نوعی نژادپرستی است، بلکه در لایه های پایینتر حاملِ علامتی پنهانی از خودپرستی مان است.

والله سمیع علیم

/ 0 نظر / 14 بازدید